دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
561
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
ضدفرهنگ و كفر و ناسزاى خود به مقابله با آن برمىخيزد . او خرقه و دستار صوفيانه خويش را با شراب سودا مىكند ؛ سجاده خود را آلوده به شراب مىسازد و به اصحاب مدرسه توصيه مىكند كه دفتر و مشق خود را با شراب بشويند ؛ كمال ابروى يار را محراب خود مىكند ؛ شراب را همواره بر آب كوثر در بهشت برتر مىشمارد و آن را نيز به مؤمنان گوشزد مىكند ؛ شاعر نه كعبه را كه خرابات را طواف مىنمايد ؛ توصيه مىكند كه در موقع مرگ او را با شراب ( كه به لحاظ عبادى نجس است ) شستشو كنند ؛ خوشىهاى بهشت كمترين ارزشى براى او ندارد . در مقابل خطر سرنوشت پناهگاهى جز رحمت الهى نمىشناسد . بدينسان غزل فارسى گنجينه انديشههاى بدبينانه و خلاف عرف گرديد . در شعر فارسى فضايى از آزادانديشى كمتر و اندك مىتوان يافت . مقطع دوم ، 1163 - 802 هجرى : سبك هندى اين دوره يكى از طولانىترين ادوار ادب پارسى است . در آغاز اين دوره اتفاق ادبى بارزى رخ نداد ولى سلطنت چهلودوساله نسبتا آرام شاهرخ آن مايه دامنه داشت كه شكوفايى ويژگيهاى سبك هندى را تجربه كند . سلاطين متعدد تيمورى همچون رقباى تركمانشان ، اوقات فراغت خود را با عشقبازى و هوادارى از هنرها و ادبيات سپرى مىكردند . از برجستگان آنها فرزند شاهرخ ، الغ بيك ( متوفى 853 / 1449 ) بود كه خود دانشمندى بنام برشمرده مىشد و در زمان حيات پدر ، دربارى را در سمرقند درافكند ؛ بايسنقر فرزند ديگر شاهرخ ، خطاطى زبردست بود و قلمرو پدرى خود را تا سال 837 / 1433 كه سال مرگ او از شدت ميخوارگى است نگهداشت ؛ و بالاتر از همه اينها ، حسين بن منصور بن بايقرا ( متوفى 911 / 1506 ) بود كه دربار او در سايه نفوذ وزير دانشمندش مير عليشير نوائى ( متوفى 906 / 1501 ) به هوادارى و حمايت سخاوتمندانه از هنر و ادبيات شهره بود . شهرت او با نام جامى ( متوفى 898 / 1492 ) شاعر ، نويسنده و عارف برجسته اين دوره پيوند خورده است . دربار تركمانان قراقويونلو و آققويونلو در غرب ايران همچون دربار سلاطين عثمانى در تركيه ، در جريان سده پانزدهم ، پايگاه حمايت از ادب و هنرها بود . قلمرو گسترده ادب فارسى هنگامى كه صفويان قدرت بلامنازع خود را در سال 907 / 1501 در ايران تثبيت كردند تشيع مجاهدانه و متعصبانه آنها انشقاقى را در تنه يكپارچه جهان اسلام پديد آورد . از عواقب